در جزوهء “نیروی کار زن” که در سال ۱۹۵۷ به وسیلهء انجمن ملی نیروی انسانی در نیویورک و دانشگاه کلمبیا به چاپ رسیده است، آورده شده است که:
تقریباً یک سوم از حقوق بگیران آمریکا زن هستند و از این عده، گروهی کارگر، عدهای کارمند دفتری، آموزگار، دبیر، استاد دانشگاه، مدیر، و … هستند. ازدیاد زنان کارگر (اعم از مجرد یا متاهل، تحصیل کرده یا کم سواد) در کارخانه و دستگاههای اداری، تسهیلاتی را فراهم آورده است. برسیها نشان داده است که زنان مسن بعد از آنکه مسئولیت خانوادگی آنان کمتر شد و فرزندان آنها به سن رشد رسیدند، بیشتر به کار در کارخانهها رغبت نشان میدهند. در سال ۱۹۵۷، زنان شاغل در کارخانههای آمریکا و اروپا حدود ۵۰ درصد بیش از قبل از جنگ جهانی دوم بوده است و در آن سال نیز پیشبینی شده است که در سال ۱۹۵۷، این تعداد به ۹۰ میلیون برسد.
زنان از روزگاران قدیم در سرنوشت کشورها و تمدن عصر خود سهم قابل توجهی داشتهاند و شایستگی آنان تا آن میزان بوده است که حتی به مقام سلطنت و نیابت سلطنت نیز برگزیده میشدند. از نیروی کار زنان در مواقع مختلف استفاده شده است و پا به پای مردان و در صدر نیروی مجاهدان و آزادیخواهان، حرکت میکردهاند. زنانی که در پشت جبههها مقدمات جنگی را فراهم میآوردهاند یا پرستاری مجروحان جنگی را به عهده داشتهاند، در کنار مردان خود بودهاند. زنان در ارشاد مردم جوامع مختلف و تغییر رفتارها از نادانی به حقیقتبینی، بسیار موثر بودهاند. مسلمانان، بهترین نمونهء این قبیل زنان را زنان عالیقدر صدر اسلام میدانند که با رشادت و جانبازی خود، هادیان طریقت را از یوغ اسارت رهایی بخشیده و با خطابههای دلنشین و موثر، جهانی را مرهون معنویت خود ساختهاند (اسفرجانی، ۱۳۴۸، ص ۱۲۶).

پیش از جنگ جهانی دوم، صاحبان صنایع در غرب، استخدام زنان کارگر را خوش یمن نمیدانستند و حتی در مشاغلی که در محدودهء تخصصی زنان بود، از کارگران مرد استفاده میکردهاند. اما وقوع جنگ جهانی به زنان فرصت داد تا جزء حقوق بگیران درآیند و حتی مسئولیت انجام دادن کارهای سنگین را نیز بپذیرند. کارفرمایان نیز ناگزیر شدند حتی مشاغلی را که لازمهء تصدی آن دارا بودن تجربه و مهارت کافی بود، به زنان واگذار کنند. این روند همچنان ادامه داشت و کار به جایی رسید که در سال ۱۹۴۴، تقریباً ۴۰ هزار نفر از مجموع ۱۰۰ هزار نفر حقوقبگیران یک کارخانهء عظیم فولادسازی را زنان تشکیل میدادند. از این تعداد، ۱۵ هزار نفر آنان به کارهای دفتری و ۲۵ هزار نفر به کار در کارخانههای اسلحهسازی مشغول بودهاند. این زنان همان افرادی بودهاند که قبلاً به کارهایی نظیر خانهداری، تدریس و فروشندگی، اشتغال داشتهاند. به هر حال در عرصهء پرتلاطم زندگی قرن بیستم، زنان نیز مجبور شدند پا به پای مردان و با مشارکت آنان، بار سنگین وظایف و مسئولیتهای اجتماعی و اداری را به دوش بگیرند (ص ۱۲۷).
با افزایش سطح علم و دانش و رشد معنوی و عاطفی مردم، زنان بیش از گذشته نسبت به زندگی خانوادگی، کمک به شوهران خود و تربیت فرزندانشان، مقید شدهاند. اما تحولات اقتصادی جهان و انقلاب اجتماعی که در یک تا دو قرن گذشته در آمریکا و کشورهای اروپایی و نیز در چند دههء اخیر در کشور ما به وقوع پیوسته است، زنان وادار شدهاند پا را از محیط خانه و زندگی فراتر گذارده و چون شوهران خود، به تحقیقات و پژوهشهای علمی روی آورند. یکی از نشانههای این تحول، فزونی گرفتن درصد زنان در دورههای گوناگون دانشگاههای ایران است. هجوم زنان به کارهای اجتماعی در رشد صنایع نیز اثر قابل توجهی داشته است. در غرب، کارخانههای لباس دوزی، لوازم آرایش و نیز مدیریت مجلهها و روزنامههای کثیری به دست زنان افتاد و در مواردی نیز زنان در انجام دادن وظایف مشاغل سنگین و سخت، مانند راندن کامیون، تراکتور و کار در کارخانههای اسلحهسازی، با مردان به رقابت پرداختند. این تحولات باعث شد توجه روانشناسان و جامعهشناسان، نسبت به کار زنان معطوف شود. در غرب، رشد اجتماعی و اقتصادی زنان از ۸ تا ۹ دههء گذشته، آغاز شده است. زنانی که در کارهای دستی مشغول به کار بودند، ناگزیر شدند دامنهء فعالیتهایشان را توسعه دهند. تعداد زنانی که به کارهای کشاورزی اشتغال داشتند نیز به دو برابر افزایش پیدا کرد. شواهد موجود حاکی از آن است که هر چند یکی از دلایل علاقهء زنان به اشتغال در خارج از محیط خانواده، هزینهء سنگین زندگی بوده است، اما درصد قابل توجهی از زنان، حتی اگر پول هنگفتی نیز به ارث برده باشند، باز هم علاقهمند به کار هستند. در چند دههء اخیر علاقهء زنان در غرب نسبت به کسب استقلال و هجوم آنان به بازار کار باعث گردیده: (۱) جدایی فیزیکی و روانشناختی زن و مرد از هم بیشتر شود، (۲) درصد طلاق بین زن و مرد در خانوادهها افزایش پیدا کند، و (۳) در نتیجه رها شدن فرزندان در کوچه و خیابانها، بر میزان جرم و جنایت افزوده شود.
منبع: کتاب روانشناسی کار تالیف دکتر محمود ساعتچی
